أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

201

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

ظاهرا با شهر داور كه مقدسى ذكر كرده است تطبيق مىكند . سرزمينها ، 369 - 371 بلاذرى ، 394 - 434 ، اصطخرى 244 - 245 ، شرف الدين على يزدى ، ج 1 ، ص 370 ، نيز ساير مآخذ لسترنج . اكنون هيچ يك از شهرهاى زمين داور باقى نيستند . ولى ظاهرا در تل ، مركز بلاد مزبور ، در محل گيرشك كنونى قرار داشته است . سرزمينها ، 371 ( 60 ) 22 / 21 : مكران - با ضم ميم و سكون كاف ، واژه‌اى است غير عربى ، اگر عربى باشد ، جمع ما كر است چون فرسان و فارس يا جمع مكر است چون بطنان و بطن . حمزه گويد : آن ناحيه‌ها به ماه نسبت دارد ، زيرا ماه در فراوانى نعمت و خرمى اثر دارد ، بدين گونه هر شهرى فراوان نعمت و خرم باشد بدان منسوب است . مكران را به نام مكران بن فارك بن سام بن نوح ( ع ) نام كرده‌اند . مكران برادر كرمان بود و هنگام گونه‌گون شدن زبانها در بابل ، او به مكران آمد و آن سامان را وطن كرد . مكران ولايتى است پهناور كه كرمان در غرب آن ، و سيستان در شمال آن و دريا در جنوب آن و هند در شرق آن جاى دارند . ياقوت ذيل مكران ، تاريخ حمزة ، لسترنج ، 345 به بعد ، اصطخرى ( ترجمهء مسالك و ممالك ) ص 150 به بعد و 184 و حدود ص 124 و 125 و 127 مكران ( با فتح ميم ) جايى است در بلاد عرب . جميع بن طريف گويد : كأن راعينا يحدو بنا حمرا * بين الابارق من مكران فاللوب رك : ياقوت . - كوهستان ( 61 ) 23 / 5 : جبل - جبل يا جبال ( يا بلاد جبل ، يا بلاد جبال ، يا ايالت جبل ، يا ايالت جبال ) نام ناحيهء كوهستانى پهناورى است كه يونانيان آن را مديا « 1 » مىگفتند . و از باختر به جلگه‌هاى بين النهرين « 2 » و از خاور به كوير بزرگ ايران محدود بود . و شاهراه بزرگ خراسان كه از بغداد به سوى مشرق ، به آخرين حدود كشورهاى اسلامى مىرفت ، پس از عبو از جلگهء بين النهرين در حلوان ، از ايالت جبال وارد ناحيهء كوهستانى ايران مىشد . سرزمينها ، 200 و 206 . در نوع متون جغرافيايى فارسى نيز كلمهء جبال و جبل را بر اين ايالت اطلاق كرده‌اند و آنچه در اين گونه متون ، بيشتر با ذهن مطالعه كنندگان مأنوس

--> ( 1 ) - Media چه آنجا سرزمين ماد بوده است . ( 2 ) - رك : توضيح 10 / 12